ميرزا حسن حسينى فسايى

531

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ميان ميدان شهر « 1 » كه تا پاى حصار صد و بيست ذرع راه بود طرح سيبه‌بندى « 2 » ريخته به انجام رسانيده ، در زير برجهاى قلعه نقبها بريده ، به باروت انباشتند و آتش زده ، بنيان بروج را همسان خاك مىنمودند ، روزى كه يكى از بروج را به آتش باروت نقب به زيرزمين زدند ، هفتصد نفر از روميان تلف شدند و از غرايب آنكه هر روزه ، نواب نايب السلطنه بر سر سيبه آمده ، مستحفظين سيبه را دل‌جوئى و نوازش مىفرمود و چون قلعگيان از اين وضع مطلع شدند ، در وقت مخصوص نايره توپ و تفنگ را مشتعل مىساختند و دومرتبه چنان اتفاق افتاد كه در وقتى كه نواب نايب - السلطنه روى به جانب سيبه مىرفت از قلعه گلوله توپى آمده ، سر شخصى را پراگنده ، مغز و خون آن شخص بر سر و صورت و لباس نواب نايب السلطنه ، بريخت « 3 » و مرتبه ديگر كه نواب نايب - السلطنه ، مراجعت از جانب سيبه مىنمود ، گلوله خمپاره در نزديكى نايب السلطنه به يكى از غلامان خاصه رسيده ، او را پاره پاره نمود و چون فصل زمستان بود ، توبره‌هاى پر از خاك كه در سيبه بكاربرده بودند از يخ و برف متلاشى گرديد و سيبه از « 4 » يكديگر پاشيد . پس براى تسخير قلعه ، فكرى ديگر نمود و در جانبى از آن قلعه ، سدى بستند و آب جدول را در آن انداخته ، و پاىبند حصار آن جانب قلعه از آب جنبيده ، بيفتاد و خانه‌هاى اندرون قلعه ، نمودار گرديد « 5 » ، ليكن قلعگيان به اميدوارى ورود عبد اللّه پاشا ، سرعسكر رومى ، پاى ثبات را فشردند و مدت زمان محاصره به درازا كشيد و باز روزى كه نواب نايب السلطنه ، از حرمسرا ، اراده ديوانخانه را فرمود ، چون از جاى برخاست ، گلوله توپى « 6 » از قلعه آمده ، بر مسند و تكيه‌گاه او رسيده ، آنها را متلاشى نمود . و عيد نوروز سنه توشقان‌ئيل روز سه‌شنبه بيست و پنجم شوال سال 1147 : اتفاق افتاد « 7 » و نواب نايب السلطنه جشن نوروزى را گرفته ، سران سپاه و اعيان مملكت را به اندازه پايه و مايه مورد عنايت و شفقت فرمود چنانچه از پيش نگاشته شد ، ايلچى دولت روسيه « 8 » از اصفهان ملازم ركاب نادرى شده در همه‌جا موافقت نمود و بعد از ورود نايب السلطنه به شيروانات و فتوح پىدرپى ، ايلچى روس به دولت خود نگاشت و عواقب امور را خاطرنشان داشت و پادشاه ممالك روسيه ، حاكم دربند و بادكوبه را حكم به تخليه فرموده ، تمامت آنها به تصرف دولت - عليه درآمد « 9 » و چون شهر و قلعه شماخى « 10 » در موضعى بود كه دست تسلط سپاه دشمن به آسانى

--> ( 1 ) . در متن : ( شده ) با توجه به جهانگشاى نادرى ، ص 240 ، تصحيح شد . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 240 و 241 : سيبه : لغتى است تركى به معنى مورچيل و آن خندقى باشد كه در پناه آن جنگ كنند ( آنندراج ) . در حاشيه مجمع التواريخ آمده است : كه سيبه يا سيبا به معنى سنگر و خاكى كه براى حفظ لشكر در جلوى آن توده كنند ، مىباشد . جهانگشاى نادرى ، ج 3 ، ص 476 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 242 . ( 4 ) . در متن : ( به ) . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 242 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 243 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 246 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 542 ، جهانگشاى نادرى ، ص 246 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 542 ، جهانگشاى نادرى ، ص 247 . ( 10 ) . شهرى در ساحل غربى درياى خزر در ايالت شيروان - ياقوت آن را از اعمال باب الابواب دربند مىداند .